تبليغاتX
(گفتی که پاک کن دل از هر چه غیر ماست)

(قلبم به احترام تو تطهیر شد بیا)

پله پله تا ملاقات خدا
خطبه حضرت زینب (س) در مجلس یزید86/10/30
به نام خداوند بخشنده و مهربان . خداوند جهانيان را حمد و سپاس مي‏گويم و بر پيامبر اسلام و خاندان او درود و سلام مي‏فرستم . خداوند متعال حقيقت را نيکو بازگو فرمود آنجا که در قرآن بيان داشت "پايان کار کساني که زشتکاري و گناه انجام داده‏اند به جايي رسيد که آيات خدا را دروغ شمردند و آنها را به استهزا و مسخره گرفتند" (روم/۱۰) آري، کلام خدا صدق و راست و عين واقعيت و حقيقت است .
يزيد، از اينکه زمين و آسمان را بر ما تنگ گرفته ‏اي و ما را همچون اسيران از سويي به سوي ديگر مي‏بري، گمان داري که ما در نزد خدا خوار و پست ‏شده‏ايم و تو در پيشگاه او قرب و منزلت ‏يافته‏اي؟ و با اين تصور خام و باطل، باد به غبغب انداخته و با نگاه غرورآميز و شادمانه به اطراف خود مي‏نگري؟ از اينکه دنيايت آباد شده است و امور طبق مراد تو مي‏چرخد و مقام و منصبي را که حق ما خاندان(رسول اکرم (ص)) است، در دست گرفته‏اي، شادماني؟ اگر چنين تصور باطلي بر وجود تو حکمفرما شده است، لحظه ‏اي بينديش و فکر کن! مگر فراموش کرده ‏اي کلام خدا را که مي‏فرمايد: "گمان نکنند آنان که به راه کفر بازگشته ‏اند که آنچه ما براي آنها پيش مي‏آوريم و آنها را مهلت مي‏دهيم به نفع آنان و به خیر و سعادتشان است، که این مهلت دادن برای آن است که بر گناهان خود بیفزایند و برای آنان عذاب ذلت ‏آمیز ابدی در پیش است" .(آل‏عمران/۱۷۸)
ای فرزند آزادشدگان! آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پس پرده نهان سازی، ولی دختران پیامبر خدا را، در میان نامحرمان، به صورت اسیر حاضر نمایی، حجاب آنان را بدری، روی آنان را بگشایی و دشمنان، آنان را از شهری به شهری ببرند و شهری و بیابانی بدانها چشم بدوزند و نزدیک و دور و مردمان پست و شریف به تماشایشان بایستند، در حالی که نه از مردانشان سرپرستی مانده و نه از یاورانشان مددکاری؟ اما چه توقع و انتظاری است از فرزند آن جگرخواری که جگر پاکان را جوید و بیرون انداخت و گوشتش از خون شهیدان اسلام روییده است؟ چگونه می‏توان از فردی انتظار کوتاه آمدن داشت که همواره با بغض و دشمنی و کینه و عداوت، به خاندان ما نگریسته است؟
یزید! این جنایات بزرگ را انجام داده ‏ای، آنگاه نشسته‏ا ی و بی‏آنکه خود را گناهکار بدانی یا جنایات خود را بزرگ بشماری، با خود ندا سر می‏دهی که ایکاش پدران من حضور داشتند و از سر شادمانی و سرور فریاد برمی‏آوردند و می‏گفتند: "ای یزید! دست مریزاد" ؟ این جمله‏ جسارت ‏آمیز را می‏گویی، در حالی که بی ‏شرمانه چوب ‏دستی بر دندانهای مبارک اباعبدالله، سید جوانان بهشت می‏کوبی! چگونه چنین یاوه ‏سرایی نکنی؟ تویی که زخم‏ های گذشته را شکافتی و ریشه ‏ما را با ریختن خون فرزندان محمد (ص) و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب بریدی و اکنون پدران خود (نسل شرک و بت‏پرستی) را ندا می‏دهی و گمان داری که با آنان سخن می‏گویی . به زودی خودت به جمع آنان ملحق می ‏گردی و در آن جایگاه، عذابی ابدی است که آرزو می‏کنی ایکاش دست‏هایم شل و زبانم لال می ‏گشت و هرگز چنین یاوه‏هایی را به زبان نمی‏آوردم و هرگز چنین کارهای ناشایستی را انجام نمی‏دادم .
پروردگارا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و از آنان که بر ما ظلم کردند انتقام بکش و آتش قهر و غضبت را بر کسانی که خون ما و حامیان ما را ریختند، فرو فرست . قسم به خدا که ای یزید! بدان با این جنایت هولناک پوست‏خود را شکافتی و گوشت‏خود را پاره کردی . به همین زودی است که در عرصه محشر به محضر رسول‏الله (ص) وارد شوی، در حالی‏که بار گرانی از مسؤولیت ریختن خون فرزندان او و هتک حرمت ‏خاندان و پاره‏های تن او را بر گردن گرفته‏ ای . آن روز، همان روزی است که خداوند تمامی آنان را جمع می‏نماید و پریشانی و پراکندگی آنان را سامان می‏بخشد و حقشان را می‏ستاند .
" گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده‏اند، مردگان‏اند؛ بلکه آنان زنده‏اند و نزد پروردگار خود، روزی می‏خورند " (آل‏عمران/۱۶۸).
ای یزید! تو را همین بس که داور و حاکم تو خداوند باشد و خصم تو پیامبر، و جبرئیل پشتیبان او . به زودی آنکه سلطنت را برای تو آراست و بر این جایگاه نشاند و تو را بر گرده مسلمانان سوار کرد خواهد یافت که ستمگران را چه عقوبت و جایگاه بدی است و کدام‏ یک از شما جایگاه بدتری دارید و سپاهش ناتوانتر .
ای زاده معاویه! اگر چه شداید و پیشامدها و فشار روزگار مرا در شرایطی قرار داد که مجبور شدم با تو حرف بزنم، اما تو را کوچکتر از آن مقام ظاهری ‏ات می‏بینم و تو را بسیار توبیخ و سرزنش می‏کنم . چگونه سرزنش نکنم با اینکه چشم‏ها در فراق دوستان، گریان، و دل‏ها در فراق عزیزان، سوزان است .
آه! چه شگفت ‏انگیز است که مردان بزرگ حزب خدا به دست‏ حزب شیطان، آن بردگان آزاد شده کشته شوند! همین دست‏های شماست که به خون ما خاندان (پیامبر) آغشته شده است و دهانتان از گوشت ما پر گردیده است . مگر نه اینکه آن بدن‏های پاک و پاکیزه روی زمین افتاده و گرگ‏های بیابان بدن‏های آنها را حلقه زده‏اند و کفتارها آنها را در خاک می‏غلطانند . ای پسر سفیان! اگر چه تو امروز کشتار و اسارت ما را غنیمت ‏شمرده‏ای و به آن می‏بالی، اما طولی نمی‏کشد که مجبور می‏گردی غرامت و تاوان آن را پس بدهی، و آن روزی است که آنچه از پیش فرستاده‏ای خواهی یافت "و خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمی‏ورزد" (حج/۱۰). ما از بیدادگری ‏های تو، به پیشگاه او شکایت می‏بریم و او تنها پناهگاه و امید ماست .
پس هر مکری که می‏توانی بساز و هر تلاشی که می‏توانی انجام بده؛ ولی بدان به خدا سوگند! هرگز توان آن را نداری که ذکر خیر ما را از یادها ببری و قدرت آن را نداری که وحی ما را نابود سازی و دوره‏ی ما را به پایان رسانی و نمی‏توانی ننگ و عار اعمالت را از دامن خود بزدایی . ای یزید! بدان که عقلت ضعیف و ایام حکومتت اندک و اجتماعت رو به پراکندگی و پریشانی است . روزی خواهد رسید که منادی ندا خواهد کرد: آگاه باشید که لعنت ‏خدا بر ستمکاران باد . پس حمد و سپاس از آن خدای جهانیان است که اول کار ما را خوشبختی و مغفرت و پایان آن را شهادت و رحمت قرار داد .
از خدا می‏خواهم که ثواب و رحمت ‏خویش را بر شهیدان ما کامل کند و بر پاداششان بیفزاید و ما را جانشینان و بازماندگان شایسته‏ آنان قرار دهد که او با محبت و مهربان است و او برای ما کافی است و هم او بهترین پشتیبان ماست .

نوشته شده توسط محمد | موضوع: | لینک |

درباره

یکی از مکالمات خداوند و موسی :

ای پسر عمران ! هر گاه بنده ای مرا بخواند ،

آن چنان به سخن او گوش می سپرم که گویی بنده ای جز او ندارم
اما شگفتا که بنده ام همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند جز من ! .

فهرست اصلی

آرشیو مطالب

پیوندها

پیوندهای روزانه

طراح قالب


آمار وبلاگ

کاربران آنلاین :
بازديدها :


Powered By
BLOGFA.COM